بدبختی های یک نیکبخت!!..............حسادت به پرتاب های علیزاده
سام عليك بر و بچ
اولا گريه هاي نيكبخت واحدي رو ديديد؟؟ اين بچه خيلي مارمولكه مي دونه چطور اون گندي كه بالا اورده رو ماست مالي كنه و مي خواد با اين گريه هاي ساختگي قاپ پرسپوليسي جماعت رو بدزده كه فكر هم ميكنم كه موفق شده باشه چون اين لنگي ها عقلشون به چشمشونه و هر چي كه ببينند رو فوري مي پذيرند
از قديم گفتن چوبه خدا صدا نداره و اين پنالتي بيرون زدن و بدبخت كردن پرسپوليس به دست نيكبخت و پرتاب بطري آب و سنگ و كلوخ بعد از بازي به طرف نيكبخت و اعتراض بازيكنان پرسپوليس در رختكن به نيكبخت هم يه جورايي از اين قاعده پيروي مي كنه كه هر كسي عاقبت كارهاش رو هم توي اين دنيا پس مي ده هم اون دنيا...آره داداش
خب مساله بعدي كه اين روزا همه ازش حرف مي زنن و بعضا ازش انتقاد مي كنن روش به گل رسيدن استقلاله
بعد از دو بازي اول ليگ بعضي ها از اين انتقاد مي كردن كه استقلال هنوز نتونسته در جريان بازي به گل برسه و در اين بازي آخر هم كه استقلال سه گل در جريان بازي زده و دو تا از اين گل ها هم در حالي به ثمر رسيده كه استقلال ده نفره شده بوده باز از شيوه ي به گل رسيدن استقلال انتقاد مي كنن و اين طور به گل رسيدن (شيوه ي پرتاب اوت) رو منسوخ شده مي نامند. كه اين چيزي نيست جز احساس حسادت به اين شيوه به گل رسيدن كه هر تيمي نمي تواند از آن استفاده كند
سر مربي تيم اميد كره جنوبي پس از پيروزي يك بر صفر مقابل ايران كه در مرحله ي مقدماتي المپيك آتن اتفاق افتاد در حالي كه نمي توانست شادي وصف ناپذيرش را پنهان كند با حيرت به عملكرد يكي از بازيكنان تيم ايران اشاره كرد. ((آن مهاجمي كه در دقايق پاياني به بازي آمد و اوت هاي بلندي پرتاب مي كرد واقعا آدم عجيبي بود. چنين ضربه دستي را هرگز نديده بودم. نزديك بود ايران از اين روش به گل برسد و ما بايد براي بازي برگشت راهكاري را جهت مقابله با اين تاكتيك اتخاذ كنيم.)) سرمربي كره جنوبي از پرتاب هاي عليزاده تحت عنوان تاكتيك حيرت انگيز نام برد و به اين مي انديشيد كه چگونه كتف هاي اين بازيكن را از كار بياندازد. پنجشنبه گذشته استقلال در حالي كه هر گز چهره ي تيم قدرتمند پارسال خود را نداشت توانست با اتكا به پرتاب هاي بلند عليزاده به گل برسد تا اكثر منتقدين اين تيم كه در كمين اولين شكست مدافع عنوان قهرماني نشسته بودن شيوه ي به گل رسيدن آبي ها را مبتديانه و غيرواقعي تلقي كنند
علي عليزاده به پرسپوليس و استقلال رسيد چون از توان پرتاب اوت فوق العاده اي برخوردار است و مي تواند چنديدن مرتبه تيمش را در موقعيت گل قرار دهد. اگر اين تاكتيك منسوخ شده و از رده خارج است پس چگونه عليزاده در فوتبال ما رشد كرده و به قرمز و آبي پايتخت رسيد؟ واقعا چه فرق مي كند كه يك پرتاب اوت به گل ختم شود يا يك ضربه ايستگاهي كه از چند قدم جلوتر نواخته مي شود؟ مي توان به اين پيروزي هاي آسان حسادت كرد اما اين كه آن ها را بي ارزش و فاقد اعتبار بدانيم هرگز پذيرفتني نيست. عليزاده مهاجم خوبي نيست و لي ما خودمان ديديم كه مي تواند با پرتاب هاي بلندش استقلال را به گل برساند مانند فوتباليست هاي نه چندان متبحري كه از مهارت بالايي در نواختن ضربات ايستگاهي برخوردارند و مربيان ترجيح مي دهند براي بهره برداري در مواقع حساس آنها را در تركيب اصلي قرار دهند
بي شك اگر ساير تيم ها هم از چنين قابليتي بر خوردار بودند آز آن چشم پوشي نمي كردند









